قائم مقام رئیس دانشگاه در امور آموزش عالی و ساماندهی پژوهش های تحصیلات تکمیلی
بخش ويژه
معرفي كتاب: روزي كه شهيد شدم

روزي كه شهيد شدم


كتاب «روزي كه شهيد شدم» به كوشش «ابوالقاسم وردياني» تاليف شده است و در 184 صفحه به زندگي جانباز شهيد «حسين حسن‌زاده نمين» پرداخته است. اين كتاب از نوجواني حسن‌زاده نمين در آغاز جنگ تحميلي شروع شده و تا شهادت وي در تاريخ 1396 ادامه پيدا مي‌كند.

جانباز شهيد حسين حسن زاده نمين در دوران حضور در جبهه به علت اصابت گلوله توپ در منطقه شلمچه تا مرز شهادت پيش رفت و كتاب «روزي كه شهيد شدم» خاطراتي از زندگي اين شهيد سرافراز است كه در دوران حيات وي توسط خودش بيان شده است.

قسمتي از متن كتاب:

«برادرم حسن تخريب‌چي بود. هر وقت از جبهه برمي‌گشت، آن قدر از آنجا تعريف مي‌كرد كه از خواب و خوراك مي‌افتادم. حسن نوزده سالش بود و من پانزده ساله. بار اولي كه مي‌خواست به جبهه برود، پدر و مادرم به شدت مخالفت كردند، اما بالاخره كار خودش را كرد و بدون اينكه به كسي بگويد، رفت. حالا ديگر كسي كاري به كار او نداشت و مي‌رفت و مي‌آمد. پدر و مادرم مجبور شده بودند با اين قضيه كنار بيايند. من هم بايد همين كار را مي‌كردم. حسن ديپلمش را گرفته بود، اما من هنوز محصل بودم. بايد صبر مي‌كردم تا سه ماه تعطيلي.

امتحانات خرداد را دادم. با معدل خيلي خوب، كلاس سوم راهنمايي را قبول شدم. نمرات من و برادرها و خواهرهايم هميشه عالي بود. چهار برادر و چهار خواهر بزرگتر از خودم داشتم. محمود، فرهمند، مهدي و حسن برادرهايم بودند و مريم، لطيفه، الهه و زهرا خواهرهايم. من هم كه آخري بودم. دليل خوب درس خواندن ما هم مادرم بود. با اينكه فقط سواد خواندن و نوشتن داشت، به درس ما خيلي اهميت مي‌داد. آخر شب تا دفتر مشق‌هاي ما را نمي‌ديد، نه خودش مي‌خوابيد و نه اجازه مي‌داد ما بخوابيم. تابستان 1362 بود و من مي‌توانستم بدون نگراني از عقب ماندن از درس و مدرسه، به جبهه بروم... »

تاریخ:
1398/07/08
تعداد بازدید:
27
منبع:
rvp
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما
شماره تلفن
توضیحات
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
تمام حقوق اين وب سايت متعلق به سازمان مركزي دانشگاه آزاد مي باشد
Powered by DorsaPortal